to despair, to become disappointed, to despond, to give up hope, to discourage
to despair
to become disappointed
to despond
to give up hope
to discourage
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
از او ناامید شدم.
I was disappointed in him.
برخی اوقات نمرهی بد شاگرد را ناامید میکند.
Sometimes bad grades discourage students.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «ناامید شدن» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/ناامید شدن